در قرن یازدهم پس از میلاد مسیح، دانشمندان دریافتند که وقتی روی یک سطح اتاقکی تاریک، روزنه ای کوچک ایجاد نمایند، تصویر روبروی روزنه بر روی سطح یا وجه روبروی روزنه، در اتاق تاریک، منعکس خواهد شد.

دانشمندان ستاره شناس با استفاده از این روش به مطالعه وضعیت ستارگان می پرداختند.

در قرن 16 میلادی لئوناردو داوینچی دانشمند و هنرمند ایتالیایی مفهوم کامرا ابسکیورا یا اطاق تاریک را پایه گذاری نمود.و بنایی را پایه گذاری نمود که هنرمندان توانستند با استفاده از تصویر معکوس شکل گرفته در اتاق تاریک، به ترسیم آثار واقع گرایانه و با نسبت های دقیق، بپردازند.

جیام باتیستا دلاپورتا در اواسط قرن شانزدهم نظریه استفاده از عدسی محدب در جلوی روزنه اتاق تاریک را پیشنهاد نمود ولی خودش موفق به انجام این کار نشد.

دلاپورتا با ساخت یک اتاق تاریک بزرگ، پخش نمایشی بر روی یکی از سطوح آن ترتیب داد و به این ترتیب به جادوگری متهم و روانه دادگاه شد.

 

Leonardo da Vinci

15 April 1452 – 2 May 1519

Giambattista della Porta

 

born: late 1535

Vico Equense, Italy

died: 4 February 1615

Naples, Italy

 

Magic Lantern Ernst Plank 1850

Projector - Magic Lantern, Toy, Germany, circa 1890s-1910s

Athanasius Kircher

1602–1680

Camera obscura

آتانازیوس کرچر، دانشمند و کشیش آلمانی مخترع اولین دستگاه نمایش تصویر قابل جابجایی بود. آزمایشاتی که کرچر با استفاده از چندین آینه و نور شمع و صفحات شفافی که روی آن نقاشی شده بود، منجر به ساخت اولین دستگاه پروژکتور تاریخ شد.

کرچر با اضافه نمودن یک عدسی به مجموعه ای که خودش اختراع نموده بود، قابلیت نمایش دقیق نقاشی های نمایش داده شده را بوجود آورد.با استفاده از اختراع کرچر، تولید کنندگان و افراد زیادی به توسعه، تکمیل و افزایش قابلیت های فانوس خیال پرداختند. مجیک لنترن یا فانوس خیال یا فانوس جادویی، محبوب ترین سرگرمی مردم در قرن های 17، 18 و 19 بود.

 

Magic Lantern Pettibone Sciopticon, c. 1890

Peter Mark Roget-18 January 1779 – 12 September 1869

پخش متوالی تصاویر و ایجاد تصویری مداوم و متحرک و پیوسته، در سال 1824 به ذهن یک دانشمند انگلیسی به نام پیتر مارک روجت رسید. در این باره روجت رساله ای را به انجمن سلطنتی لندن ارائه نمود که در آن به توضیح مسئله تداوم دید در چشم انسان و یاری گرفتن از این پدیده فیزیولوژک برای ایجاد توهم حرکات پیوسته و مداوم پرداخت.

اثر تصاویری که توسط چشم دیده می شوند، برای لحظاتی کوتاه در ذهن باقی مانده و با پخش تصویری جدید، قبل از محو شدن خاطره تصویر قبلی، می توان به توهمی از تصویر متحرک رسید.

Thaumatrope   - john ayrton

پس از اعلام نظر روجت درباره استفاده از پدیده تداوم دید، سایر دانشمندان نیز دست به آزمایشات و اختراع ابزار هایی زدند. یکی از آنها ساخت تامتروپ بود که توسط دکتر جان آیرتن در سال 1826 تهیه  و در بین مردم به چرخ شگفتی مشهور شده بود.

John Ayrton Paris

1785 – 24 December 1856

Daguerrotype portrait of Belgian physicist Joseph Plateau dated 1843

(14 October 1801 – 15 September 1883)

 

Simon Ritter von Stampfer

 

اختراعات دیگری نیز با استفاده پیچیده تری از قابلیت تداوم دید، به ثبت رسیده و مورد استفاده واقع شدند. از جمله فناکیستوسکوپ Phena Kistoscope  در سال 1830 که صفحه ای دایره ای شکل بود که بر روی آن تصاویر مراحل مختلف یک حرکت ساده، ثبت شده و شکاف هایی نیز بر روی لبه آن بوجود آمده بود.دانشمند بلژیکی ژورف پلاتو Joseph Plateau  مخترع این وسیله، با چرخاندن دسته ای که صفحه به آن متصل بود و با نگاه کردن از شکافی که روبروی مسیر دید قرار داشت، می توانست بر روی یک آینه که روبروی آن ایستاده بود، حرکات پیوسته نقاشی شده بر روی سطح دایره ای را ببیند.

در سال 1832 دانشمند آلمانی سیمون ریترفون اشتامپفر Simon Ritter Stampfer دستگاهی مشابه ژورف پلاتو به نام استروبوسکوپ Stroboscope ساخت . که مجهز به صفحه ی دایره ای جدیدی روبروی صفحه دایره ای نقاشی شده قبلی بود.که بر روی آن شکاف هایی باریک تعبیه شده بود و به سرعت از روبروی صفحه اول می چرخید. وقتی از شکاف های آن به نقاشی ها نگاه می شد، تداوم حرکت، تصویر متحرک و پیوسته ای را به نمایش می گذارد.

از دیگر تلاش های صورت گرفته برای ایجاد تصاویر متحرک، اختراع زوتروپ Zootrope یا چرخ زندگی بود که توسط ویلیام جورج هورنر William George Horner معرفی شد. اساس کار آن بدین صورت بود که نقاشی هایی به طور متوالی بر روی دیوار داخلی یک استوانه متحرک ترسیم می شد و زمانی که از فرای شکاف های موجود بر روی تنه استوانه به نقاشی ها نگاه می شد، حرکت های تصاویر به طور پیوسته به نظر می رسیدند.

 

Phena Kistoscope

Stroboscope

Zootrope

William George Horner

(1786 – 22 September 1837)  a British mathematician

علاقه به ضبط و ثبت حرکات و رفتار زندگی روزمره، انرژی لازم برای تلاش و فعالیت برای یافتن راه کاری مناسب را در علاقمندان بوجود می آورد.فعالیت ها به صورت پراکنده و در گوشه و کنار دنیا انجام می شد.عدم وجود ابزار اطلاع رسانی و فقدان ابزار های لازم برای تهیه خبر از فعالیت های دانشمندان و مبتکران، آنها را از روند فعالیت های همدیگر بی اطلاع می گذاشت.گهگاه فعالیت هایی همسان در دو جای متفاوت انجام می شد و این دوباره کاری ها چندان برای پیشرفت مناسب نبود.

در نهایت، پس از کوشش های فراوان بالاخره یکی از بهترین گزینه های آن روزگار توسط یک مخترع اطریشی ساخته شد.ترکیبی از فانوس خیال و چرخ زندگی یا زوآتروپ.

بارون فرانتس فون اوخاتیوس Baron Franz Von Uchatius در سال 1853 با کمک گرفتن از نور تعدادی شمع یا نوعی مشعل در پشت دستگاهی که به فناکیستوسکوپ شبیه بود، موفق به ساخت وسیله ای شد که کار آن، بسیار به پروژکتورهای امروزی نزدیک بود.

 

 

 

 

Franz von Uchatius (1811–1881)

دو دانشمند و مخترع فرانسوی که نقاش ناتورالیست نیز بودند، به صورت جداگانه درگیر ایجاد تصاویری ثابت و پایدار از اطراف بودند.ژوزف نیسفور نیپس و لوئی داگر.در نهایت، همکاری دو نفره آن دو، اولین عکس تاریخ را بوجود آورد.عکاسی بدنیا آمده بود.

Nicéphore Niépce

 

Louis-Jacques-Mandé Daguerre

 

 

 

 

 

 

 

 

Alexander Matveevich Poniatoff

AMPEX

 

او یک مخترع روس بود که در سن کارلوس کالیفرنیا، سال 1944 یک شرکت کوچک ثبت نمود، کار شرکت امپکس تولید موتورهای الکتریکی بسیار با کیفیت برای شرکت جنرال الکتریک بود و آن موتورها در ساخت رادار استفاده می شدند.این شرکت در سال1948 اولین دستگاه رکورد صدای خود را ساخت و دراوایل سالهای دهه 50 دستگاه های ضبط حرفه ای 8 ترک و پس از آن در سال 1966 دستگاه های 16 و 24 ترک را تولید و روانه بازار نمود. این شرکت در سال 1952 اولین دستگاه ضبط آنالوگ ویدئو بر روی نوارهای کوادراپلکس دو اینچی را با نام امپکس وی آر 1000 تولید نمود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یوماتیک، اولین فرمت ویدیوئی ضبط شده بر روی نوار بود که درون کاست قرار می گرفت و توسط کمپانی سونی در سال 1969 معرفی و در سال 1971 به بازار عرضه شد.پهنای نوار 1.9 سانتیمتر یا 3/4 اینچ می باشد ودر شکل گیری استانداردهای آن چندین شرکت و کمپانی ژاپنی شرکت داشتند از جمله ماتسوشیتا (پاناسونیک) و ویکتور(جی وی سی). ولی دستگاه های وی سی آر یوماتیک اولیه بسیار بزرگ و سنگین بودند و قابلیت های کنترل آن هم بسیار محدود بود ولی در مدل های اخیر نه تنها دستگاه ها کوچک شدن بودند بلکه به آن ها ریموت کنترل، تایم کد، ریل جهت قرار دادن در رک های استودیو و کاهش دهنده نویز صدا و دکمه قطع صدا بر روی کنترل و دکمه پخش اسوموشن و چند مزیت دیگراضافه شده بود.

U matic

تاریخچه ویدئوگرافی

The VHS Format

panasonic's first VHS camcorder, the NV-M1

1985

وی اچ اس استاندارد ویدیوئی است که توسط جی وی سی و در سطح ویدیویی خانگی در سال 1976 تهیه شد و پس از تولید بتاماکس توسط سونی در سال 1980 به جنگی صنعتی و تجاری بین جی وی سی و سونی تبدیل شد و البته همه می دانیم که برنده نهایی وی اچ اس بود. مشخصات فنی و دقیق وی اچ اس

 

Tape Width: 12.70 mm (½ inch)

Tape speed: 3.335 cm/s for NTSC, 2.339 cm/s for PAL

Video bandwidth: Approx 3 MHz

Horizontal resolution: Approx 240 lines

Vertical resolution: 486 lines for NTSC, 576 lines in PAL

وی اچ اس سی کاست های کوچک تری بودند که برای استفاده در دوربین های کوچک بکار گرفته می شدند و با استفاده از یک کاست تبدیل قابل مشاهده بر روی همه دستگاه های پخش وی اچ اس را بودند، مشخصات فنی ویدیوئی دقیقا مانند وی اچ اس است.

 

8 mm video format

ویدئوهای 8 میلیمتری به سه طبقه ویدئو 8، های 8، و دیجیتال 8 تقسیم می شود. هر سه توسط سونی معرفی و به بازار ارائه شدند ولی اکنون فقط نمونه های دیجیتال 8 در بازار گاهی دیده می شوند و نمونه های دیگر منسوخ شده اند

فرمت ویدئوهای 8 میلیمتری توسط سونی در اواسط دهه 80 میلادی به بازار عرضه و برای اولین بار بود که کاست های کوچک به بازار ارائه می شد در حالی که در آن دوره زمانی فقط کاست های وی اچ اس که بزرگ بودند، در دسترس بود.کاست کوچک به معنای دوربین کوچک و ابزار کوچک است و انقلابی در آن دوران محسوب می شد. دقت افقی تصاویر ضبط شده همانند وی اچ اس، 240 خط در فریم بود ولی کیفیت ضبط صدا در ویدئو 8 بسیار بهتر از وی اچ اس ها بود، ولی بعد ها تکنیک ضبط صدا در وی اچ اس هم تغییر نمود و همانند ویدئو 8 شد.اگرچه سونی همیشه مشغول جنگ با سایر فرمت ها بود ولی کیفیت خوب و کوچکی قابل قبول امتیازاتی بودند که مردم به سادگی از آنها نمی گذشتند. رقیبی که بعدا وارد میدان شد، وی اچ اس سی بود که بزرگترین مزیت آن، قابلیت پخش دردستگاه های ویدئو خانگی بود، چیزی که ویدئو 8 را همیشه آزار داد

های8 در واقع ویدئو8 با کیفیت بود. تعداد خط های تصویر در یک فریم به 400 رسیده بود یعنی دقت افقی 400 لاین شده بود که عموم مردم را بسیار راضی کرده بود و حرفه ایها هم از یک دوربین کوچک و دقیق نهایت استفاده را می بردند.در نهایت، دیجیتال8 و مینی دی وی باعث مرگ های8 شدند، هر چند در اواخر قابلیت ضبط صدای پی سی ام به آن اضافه شده بود.

Betacam Format

اگر چه سونی در جنگ بتاماکس در بازار خانگی شکست سختی خورد ولی در بازار حرفه ای بتاکم صاحب موفقیت کم نظیری شد.کیفیت بسیار عالی و مشخصات مورد نظر حرفه ای ها باعث فرگیر شدن فوق العاده بتاکم شد، اگر چه کاست های بتاکم و بتاماکس یکی بود اما بتا کم از ویدئو کامپوننت استفاده می نمود ولی بتاماکس از ویدئو کامپوزیت، نوار کاست های بتاکم با سرعت بالاتری از زیرهدعبور می نمودند، و بنابراین تصاویر را بسیار دقیق تر ضبط می کردند.کاست های بتاکم و بتا ماکس قابل تعویض با هم بودند ولی این مسئله در مورد کاست های بتاکم اس پی قابل انجام نبود.کاست های بتاکم با دو نمونه اس و ال به بازار آمدند، دوربین ها از کاست های کوچک اس استفاده می نمودند و دک ها از هر دو کاست.

 

فرمت ویدیوئی دیجیتال 8 در اواخر دهه 90 میلادی توسط سونی به بازار معرفی  و جایگزین تمامی نمونه های 8 قبل از خودش شد و بسیار سریع پس از معرفی مینی دی وی از بین رفت.

Connectors

با فراگیر شدن بتاکم در بازار حرفه ای و موفقیت چشمگیر آن، سونی در سال 1986 بتاکم اس پی را رونمایی کرد.در دقت ویدئوهای ضبط شده پیشرفت هایی حاصل شده بود از جمله افزایش دقت افقی فریم ها به 360 خط و در ضمن کاست های مخصوصی هم برای آن تولید شد که در سطح آنها به جای اکسید فلز از متال فورمولیتد و یا ذرات ریز فلز استفاده شده بود.

دیجیتال بتاکم در سال1993 توسط سونی معرفی شد و جایگزینی دیجیتال برای بتاکم اس پی آنالوگ بود. و با نامهای دی بتا و آکا دیجیبتا هم شناخته می شود. ابعاد کاست ها همانند سایر کاست های بتا بوده و نوع  اس  یا کوچک برای دوربین ها و قابلیت ضبط 40 دقیقه تصویر و نوع ال یا بزرگ تا 124 دقیقه تصویر ضبط می نماید ورنگ کاست ها هم آبی است.دیجیتال بتاکم تصاویر را به صورت ویدئو کامپوننت 10 بیتی و با فشرده سازی 4.2.2 و با سرعت 90 مگابیت در ثانیه ضبط می نماید.دقت تصاویر پال 720 در 576 پیکسل و ان تی اس سی 720 در 480 پیکسل می باشد و صداها در 5 کانال ضبط می شود- 4 کانال 48 کیلو هرتزو یک کانال سی یو یی.

بتاکم اس ایکس در واقع نسخه دیجیتال بتاکم اس پی است.در سال 1996 معرفی شد و نسبت به دیجیتال بتاکم، ارزانتر بود و در ضمن، قابلیت استفاده از کاست های بتاکم اس پی را داشت.

Videotape formats

دانلود

متن بسیار دقیق و با ارزش درباره جزئیات فرمت ویدئو کاست ها

 

پورت ها - کانکتورهای ویدیوئی - تاریخچه استانداردهای سیگنال ویدیوئی

نام استاندارد

سال معرفی

نوع انتقال

Max resolution

composite video

1956

Analog

720 × 576i @ 50

720 × 480i @ 59.94

 

کانکتورها

RCA

DIN 5 Pin

TV Aerial Plug

BNC

 Mini-VGA

نام استاندارد

سال معرفی

نوع انتقال

Max resolution

SCART

1977

Analog

720 × 576i @ 50

720 × 480i @ 59.94

 

کانکتورها

SCART 21-pin

نام استاندارد

سال معرفی

نوع انتقال

Max resolution

S-Video

1979

Analog

720 × 576i @ 50

720 × 480i @ 59.94

 

کانکتورها

Mini-DIN 4-pin

Mini-DIN 7-pin

Mini-DIN 8-pin

RCA

BNC

 Mini-VGA

انواع کانکتورهای استاندارد و غیر استاندارد مینی دین

mini DIN

نام استاندارد

سال معرفی

نوع انتقال

Max resolution

CGA

1981

Digital

640 × 200 @ 60

MDA

1981

Digital

720 × 350 @ 50, Text only

HGC

1982

Digital

720 × 348 @ 50

EGA

1984

Digital

640 × 350 @ 60

کانکتورها

DE-9

نام استاندارد

سال معرفی

نوع انتقال

Max resolution

Amiga video

1985

Both, GenLock

1280 × 400/512 @ 30/25

کانکتورها

DB-23

پیکسل، کوچکترین واحد وجودی یک تصویر است. چه در یک صفحه تلویزیون و یا مانیتور آنالوگ یا دیجیتال یک کامپیوتر و یا صفحه نشان دهنده دیجیتال هر وسیله دیگری باشد.

شکل فیزیکی پیکسل ها و یا تعداد قرار گیری آن ها در سطرها و یا ستون های یک نشان دهنده، دقت نهایی تصویر نمایش داده شده را تعیین خواهد نمود.

PIXEL

پیکسل ها نیز همانند نمایش دهنده ها دارای تناسب نسبت طول به عرض می باشند و شرکت های سازنده با ترکیب حالتهای متفاوت، سعی در ساخت بهترین انواع پیکسل ها نموده اند.

 

در دستگاه های نمایش دهنده آنالوگ که اکنون تقریبا منسوخ شده اند، با ایجاد وعبور اشعه کاتودیک در یک ظرف غیر فلزی خلا، وبوجود آوردن امکان برخورد آن به سطحی که آغشته به فسفر است، باعث درخشش ذرات فسفر شده و مفهوم پیکسل شکل میگیرد.با کمک سیم پیچ های الکتریکی، بیم الکترونی تشکیل شده، به جهات متفاوت، به صورت کنترل شده حرکت داده شده و تصویر نهایی شکل می گیرد. اگر چه درخشش ذرات فسفر دیری نمی پاید، ولی با تکرار تحریک الکتریکی هر ذره فسفر ودرخشش دوباره، قبل از آنکه نور افشانی یک ذره فسفر خاموش شود، می توان تصویری کامل را نمایش داد.سازندگان با تهیه و کاربرد یک ماسک توری موفق به کنترل دقیق محلی که اشعه کاتودیک برخورد می نماید، شدند. قدرت یک نمایش دهنده جهت تکرار تشکیل یک تصویر در مدت زمان یک ثانیه، یکی از معیارهای سنجش کیفیت پخش تصویر یک نمایش دهنده است.ولی در یک نمایش دهنده دیجیتال، نحوه تشکیل تصویر به گونه دیگری است و خبری از تفنگ الکترونی و تیوب خلا و سایر قسمت ها نیست.

 

 

صفحه آغشته به فسفر، توسط اشعه کاتودیک، از سمت چپ به راست و از بالا به پایین اسکن می شوند.اگر کلیه سطرها به طور کامل اسکن شوند، حاصل، تصویر پروگرسیو بوده و اگر سطرها یه طور یک در میان اسکن شوند، تصویری اینترلیس بوجود می آید.تصاویر اینترلیس می توانند با ارجحیت تشکیل خطوط زوج یا فرد باشند، یعنی اینکه ابتدا خطوط 0-2-4-6-8و... اسکن می شوند و سپس خطوط با شماره های 1-3-5-7و...

اکنون علت نامگذاری واژه های زیر مشخص است.

 progressive        1080 p

  interlace            1080  i

تصویر حاصل از مجموع خطوط زوج یا فرد را یک فیلد می نامیم.از مجموع دو فیلد، یک فریم حاصل می شود.

در هم رفتن دو نیم تصویر و در حقیقت دو فیلد باعث دیده شدن یک تصویر کامل می شود. چشم های غیر مسلح، قادر به دیدن نیم تصویرهای ناقص نیستند و به علت ماندگاری تصویر بر روی شبکه چشم، تصاویر کامل و پیوسته دیده می شوند.

تصاویر ضمیمه و کمکی جهت آشنایی بهتر

Btacam SP + Deck

Btacam SX + Deck

Betamax Deck

انواع شات درسینما - نماها با آن مقدار از تصویر یک فرد که در قاب تصویر قرار می گیرد اندازه گیری می شوند

MLS: medium long shot

Knee: knee shot

MS: medium shot

MCU: medium close up

VCU: very close up

CU: close up

BCU: big close up

VCU نمای بسیار درشت از صورت بازیگر، تمام جزئیات چهره و حالت های صورت در این حالت دیده می شود و تمام صفحه تصویر را پر می کند.

BCU در این نوع نما، کل سر و صورت بازیگر در قاب دیده می شود و کلیه چرخش های سر، حول محور گردن، در تصویر، دیده می شود.

CU نمای نزدیکی است از بالای سر تا قسمت بالای سینه

 

سایر نما ها به سادگی در تصویر قابل تشخیص است.نام کامل نماها نیز به انگلیسی در پایین تصویر آورده شده است.

 

 

 

 

 

over shoulder shot

نمایی که در آن، تصویر دو نفر دیده شود در حالی که یکی رو به دوربین باشد و دیگری پشت به دوربین. البته می تواند نمایی باشد که تصویر شخصی را با خودش در آینه نشان دهد.

insert

نمای بسیار نزدیک از هر چیزی که برای جلب توجه بیننده به فیلم اضافه شود و یا توضیح واضح و دقیق از هر موضوعی را به فیلم اینسرت می گوییم.تصویر بزرگ از هر شی و یا بخشی از آن را هم با عنوان اینسرت می شناسیم.نمای درشت از صورت یا سایر اعضای بدن.نمای درشت از اشیا یا جزئیات.

تاریخچه ای گذرا از سینمای مستند

1877

 Eadweard Muybridge

او با ظاهر نمودن چندین عکس از اسبی که در حال دویدن بود، موفق به ضبط اولین مستند جهان گردید.و در سال 1879 با اختراع دستگاهی به نام زوپراسکی اسکوپ موفق به پخش متوالی عکس ها گردید.

1883

Etienne Jules Marey

برای اولین بار آزمایشاتی با تکنیک عکاسی کرونوفوتوگرافی و یا عکاسی از مردم در حال حرکت انجام داد.

1895

Auguste and Louis Lumière

این دو برادر در دسامبر 1895 موفق به پخش عمومی اولین فیلم مستند جهان شدند.آن دو در ابتدا فیلم هایی از زندگی و رفتار روزمره انسان ها ساختند که از مشهور ترین آنها می توان از فیلم های ورود قطار به ایستگاه و خروج کارگران از کارخانه نام برد.

مستند فیلمی است که با واقعیات سر و کار دارد.قصه ها و ماجراهای غیر واقعی و تخیلی، جایی در یک فیلم مستند ندارند.فیلم مستند سعی در نمایش آن چیزی است که واقعا اتفاق افتاده، بدون دستکاری و تغییرات عمدی.البته حتی ارائه واقعیات نیز نیازمند انتخاب تصویر و تدوین نهایی است و نهایتا خواسته کارگردان و تدوینگر نتیجه پایانی را رقم خواهد زد و میزان اعمال نظر و خواسته های شخصی فیلمسازان حدود نزدیک شدن یک فیلم مستند به واقعیت را تعیین خواهد نمود.البته باید توجه داشت که همه فیلم های مستند خواهان ایجاد یک حس مشترک در بیننده هستند.

آنچه می بینید و می شنوید، اتفاقی است که حادث شده و هیچگونه دخل و تصرفی در آن اعمال نشده است

این واقعیت است

 

برای اولین بار، آقای جان گریسن از واژه مستند در نقد فیلم موانا که ساخته رابرت فلاهرتی بود استفاده نمود.پس از بررسی آنچه که در واقع توسط فیلمسازان انجام می پذیرفت، جان گریسن واژه مستند را اینگونه تعمیم نموده و تعریف نمود: برخورد خلاقانه با واقعیت

در نهایت و در سال 1948 اتحادیه جهانی سینمای مستند این واژه را تصویب و اینگونه تعریف نمود.

 

 ضبط سینمایی هر جنبه ای از واقعیت که با فیلم برداری واقعی و بدون دستکاری، یا با بازسازی وفادارانه و معقول رویدادها، روی فیلم ، به هدف گسترش بخشیدن به دانش و درک مردم و ارائه مسائل و راه حل های آنان به عینی ترین و واقعی ترین صورت ممکن انجام شده باشد.

 

به علت آنکه واژه مستند محدوده گسترده ای از فیلم ها را شامل می شد، به مرور زمان، فیلمسازان و منتقدان از نام های هم ارزی برای مشخص نمودن حوزه فیلمها استفاده نمودند و به این ترتیب فیلم های متنوع مستند دارای مرزهای مشخص تر و تقسیم بندی های معین تری شدند.

John Grierson (1898-1972)

مستند ساز و منتقد سینما

 مستندهای تبلیغاتی

 

مستندهای آموزشی

 

مستندهای داستانی

 

مستندهای اجتماعی

 

  مستندهای تاریخی

 

مستندهای سیاسی

1926- Moana

Robert J. Flaherty (1884-1951)

Nanook of the North (1922)

Robert J. Flaherty (1884-1951)

1926- Moana

Safune is a traditional village district on the central north coast of Savai'i island in Samoa.

آنچه که امروزه به نام فیلم مستند می شناسیم حاصل حرکتی بود که رابرت فلاهرتی با ساخت فیلم نانوک شمالی در سال 1920 آغاز نمود.

نانوک شمالی فیلمی مستند - داستانی بود. رابرت فلاهرتی یک معدن شناس بود که در شمال کانادا فعالیت داشت.به واسطه نزدیکی محل کار رابرت و مردم اسکیمو، توجه او به زندگی آنان جلب شد و در طی 16 ماه زندگی با یکی از خانواده های اسکیمو و ضبط تصاویری بسیار زیبا از زندگی روزمره آنان و روش برخورد آنها با مسائل و مشکلات زندگی روزمره فیلمی 75 دقیقه ای ساخت که نه تنها ضبط و کادربندی خوبی داشت، بلکه دارای تدوین جذاب و تاثیر گذار بود. زیبایی کار خروجی و هزینه اندک تولید یک فیلم مستند، توجه فیلمسازان و شرکت های فیلمسازی را جلب نمود.

شرکت فیلمسازی پارامونت پیکچرز سفارش ساخت یک فیلم مستند را به رابرت فلاهرتی داد و دست او را در انتخاب سوژه و ساخت فیلم باز گذاشت، نتیجه فیلم موانا در سال 1926 و پس از 20 ماه فعالیت بود.

موضوع، زندگی مردم ساموا در دریای نیمکره جنوبی زمین بود که بسیار زیبا و شاعرانه به تصویر کشیده شده بود. این فیلم توجه حرفه ای ها و سینماگران و منتقدان را جلب نمود ولی در بین مردم عادی دارای موفقیت های چندانی نشد.

فلاهرتی در این فیلم از عدسی های تله فتو و فیلم های نگاتیو پانکروماتیک که به تمامی طیف های نور در بازه قابل مشاهده حساس بودند، استفاده کرده بود.

Ernest Miller Hemingway (July 21, 1899 – July 2, 1961)

George Eastman-Kodak

Arthur Widmer (July 25, 1914, Washington, D.C. – May 28, 2006, Los Angeles, California)

Spencer Tracy stars in The Old Man And The Sea

Chromakey

کروماکی

کروماکی فرایندیست که در آن، رنگ انتخابی از صحنه (تصویر) حذف می شود.کروماکی نتیجه تحقیقات و تلاشهای آقای آرتور ویدمر از شرکت کداک و استودیو وارنربراز بود.پس از 8 سال تلاش بی وقفه، شرکت وارنر براز برای اولین بار موفق به استفاده از تکنیک کروماکی با یک پرده آبی رنگ در فیلم پیره مرد و دریا که به بازیگری اسپنسرتریسی و آنتونی کوئین و بر اساس داستانی از ارنست همینگوی بود، شدند.

برای کروماکی می توان از پرده های مخصوص این کار استفاده نمود. یا می توان پارچه ای سبز رنگ را به دیوار آویزان نمود و یا می توان سطحی گچی را با رنگ های مخصوص کروماکی رنگ آمیزی نمود و یا از پارچه هایی استفاده نمود که شامل قطعات ریز کریستال بوده و با تابش نور سبز یا آبی از روبرو بر آنها، سطحی کاملا سبز یا آبی را بوجود می آورند وبه این ترتیب می توان کروماکی را با خیالی آسوده انجام داد.در حالت معمولی رنگ اینگونه پارچه ها خاکستری رنگ می باشد.

این روزها بیشتر با استفاده از پرده های سبز یا آبی رنگ اقدام به تهیه تصاویری برای کروماکی می نمایند. با استفاده از دوربین های دیجیتال در کروماکی، بهتر است که از پرده های سبز رنگ استفاده شود زیرا سنسور دوربین ها به رنگ سبز بسیار حساس بوده و رنگ سبز با gain پایین قابل درک توسط دوربین های دیجیتال می باشد.از پرده های آبی رنگ نیز می توان استفاده نمود ولی وقتی سوژه های انسانی که روی سطح پوست آنها پوشیده نشده، جلوی دوربین باشند، آنوقت دچار مشکل خواهیم شد. ولی در ضبط با دوربین هایی که از نگاتیو استفاده می کنند، بهتر است که از پرده های آبی رنگ استفاده شود، زیرا نگاتیو ها به نور آبی بسیار حساس تر از سنسور های دیجیتال هستند.

وقتی سوژه انسانی جلوی پرده کروماکی است باید با پرده حدود 2 تا 3 متر فاصله داشته باشد تا سایه و نیم سایه های آن بر روی پرده نیافتد.

و حتما باید دو سیستم نورپردازی در صحنه وجود داشته باشد، نورپردازی پرده و نورپردازی سوژه. برای روشن نمودن پرده کروماکی باید از دو یا چهار نور یکسان با دیفیوزور مناسب استفاده نمود. و برای روشن نمودن سوژه نیز می توان از چندین نور و سافت باکس مناسب استفاده نمود.توجه نمایید که گاهی اوقات رنگ های فیروزه ای و آبی های بسیار روشن و براق نیز ممکن است در کروماکی حذف شوند.

رنگ مناسب برای پرده کروماکی باید کاملا خالص و روشن باشد.از رنگ های مخصوص این کار نیز می توان استفاده نمود. پارچه مورد استفاده نیز باید دارای رنگ سبز خالص و روشن بوده، ضخامت لازم را داشته باشد، و غیر براق باشد، و فاقد هرگونه چین و چروک.

در ضمن حتما باید هنگام تصویر برداری از سرعت های بالا تر از یک صدم ثانیه استفاده نمود.وقتی سرعت تصویر برداری بالا باشد، قطعا دیافراگم باز تر شده و عمق میدان کاهش یافته کمک به محو شده پرده کروماکی شده، لکه های احتمالی برطرف شده و بافت پارچه یا پرده نیز محو شده و از بین خواهد رفت که کمک بسیاری به ضبط بی نقص تصویر برای کروماکی خواهد نمود.

 

 

spencer-tracy

Anthony Quinn

HDMI

HDMI اولین رابط انتقال بدون فشرده سازی همزمان صدا و تصویر به صورت تجاریست که در دسترس همگان قرار گرفته است.در سال 2002 میلادی و توسط شرکت های سونی، فیلیپس، پاناسونیک و هیتاچی و سیلیکون ایمیج، توشیبا، تامسون-آر سی ای،  طراحی و یک سال بعد معرفی و در اختیار عموم قرار گرفت.

high definition multimedia interface

قبل از رابط اچ دی ام آی، کاربران جهت انتقال با کیفیت صدا و تصویر مجبور به استفاده از کابل های کامپوننت ویدئو که سه کابل می باشد و صدا به صورت کانالهای لفت و رایت یا کانال های چپ و راست بودند ولی با ورود رابط اچ دی ام آی، فقط با یک کابل، صدا و تصویر به صورت همزمان و با کیفیت عالی و بدون فشرده سازی مورد استفاده قرار گرفت.وقتی رابط اچ دی ام ای روی یک وسیله قرار دارد به معنای آن است که آن وسیله می تواند صدا و تصویر را بدون فشرده سازی انتقال دهد.تجهیزاتی که از رابط hdmi استفاده می نمایند، قادر به کنترل الکترونیکی 15 وسیله که قابلیت CEC در آنها فعال شده باشد و با رابط hdmi به هم متصل شده باشند نیز هستند.این قابلیت با عنوان CEC در تراشه های حمایت کننده hdmi قرار گرفته است. به طور مثال فقط با ریموت کنترل تلویزیون، می توان DVD player و یا sat. reciever را کنترل نمود.

Consumer Electronics Control -CEC

رابط hdmi در نسخه های متفاوتی از سال 2002 میلادی به دنیای تجهیزات صوتی و تصویری ارائه شده است.در تمامی نسخه ها از رابط های یکسان استفاده شده ولی قابلیت ها و توانمندی ها به مرور افزایش یافته است.

 

نسخه 1.0

در 9 دسامبر سال 2002 معرفی شد.و قادر به انتقال صدا و تصویر با حداکثر نرخ انتقال 4.95 گیگابایت در ثانیه بود.

و در آن نسخه، پهنای 3.96 گیگابایت در ثانیه برای انتقال تصویر 1080P/60HZ یا UXGA - 1600 x1200 در نظر گرفته شده بود و 8 کانال صدای LPCM 192  کیلو هرتز 24 بیت.

 

نسخه 1.1

در 20 می سال 2004 میلادی معرفی شد.قابلیت DVD-Audio به مشخصات و قابلیت های قبلی اضافه شد.

 

نسخه 1.2

در 8 آگوست سال 2005 میلادی معرفی شد.از امکانات اضافه شده، قابلیت انتقال 8 کانال صدای تک بیتی که در super audio cd ها استفاده می شد و قابلیت استفاده از hdmi در کامپیوتر های شخصی بود.( با استفاده از کانکتور نوع A).

در تسخه 1.2a که در 14 دسامبر سال 2005 میلادی معذفی شد، قابلیت فرامین کامل CEC به hdmi اضافه گردید.

 

نسخه 1.3

در 22 ژوئن سال 2006 معرفی شد و در این نسخه، تجهیزات مجهز به hdmi قادر به انتقال 10.2 گیگابایت در ثانیه بودند.امکان انتقال رنگ ها با عمق بسیار بیشتر نیز فراهم شده بود.رنگ هایی با عمق 30 بیت و 36 بیت و 48 بیت به صورت xvYCC و sRGB و یا YCbCr، در حالی که در نسخه های قبلی رنگ ها با عمق 24 بیت و به صورت sRGB یا YCbCr انتقال پیدا می کرد.کانکتور نوع c نیز در این نسخه معرفی گردید.

 

 

 

بازگشت به ابتدای صفحه سینما

www.pixellized.com   -   info@pixellized.com

+98  912  196 35 38         Mehran    Jahangiri